پرش به محتوای اصلی
سنایی سنایی

الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

بخش ۴ - اندر صفت مرید

لب چو بگشاد پیر فرزانه

سایه بیرون گریخت از خانه

پیر را گفتم از سرِ تحقیق

ای ترا ملک دین جدیر و حقیق

من که با تو دمی بگفتم غم

به همه عمر ندهم آن یک دم

عمر بی دوستان نه عمر بُود

عمر بی‌یار عمر غمر بُوَد

عمر با دوستی که او یکتاست

یک دمی را هزار ساله بهاست

دل ز بند تو خوش بُوَد به عذاب

چه عجب کز نمک خوش است کباب

جان ز روی تو در ارم باشد

دل ز تایید تو خرم باشد

چون تو در مرکز حقیقت و حدق

نیست یک پادشا به مقعد صدق

از تو صحرا حریر پوش شود

وز تو نیها شکر فروش شود

از تو باید کلید قفل وفا

سرِ صندوق صدق و دستِ صفا

از تو بیهوش جفت هوش آمد

که هیولی برهنه پوش آمد

مردم از نیک نیک‌خو گردد

باز چون بد بُوَد چنو گردد

ادامه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله

  1. بخش ۶ - در چشم نگاه داشتن گوید قالَ النّبی علیه‌السّلام: النّظر سهم منِ سهامِ الشیطانآنچه بر تن قبول بر جان رد
  2. بخش ۷ - حکایتآن شنیدی که در گه عیسی
  3. بخش ۸ - اندر صفت خوب روی بدخوی گویدآنکه با نقشهای زیبااند
  4. بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گویدخوب را از برای دستِ فراخ
  5. بخش ۱۰ - اندر صفت شاهدان گویدشاهد پیچ پیچ را چکنی
  6. بخش ۱۱ - در مذمت شهوت راندنشهوت ار جانت بارّه باز کند
  7. بخش ۱۲ - اندر صفت خوب رویان و شاهدان گویدآن نگاری که سوی او نگری
  8. بخش ۱۳ - حکایتدید وقتی یکی پراگنده
همه‌ی الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله ←

سنایی درباره‌ی سنایی

ابوالمجد مجدود بن آدم متخلص به سنایی شاعر و عارف بزرگ و نامدار نیمهٔ دوم سده پنجم و نیمهٔ اول سدهٔ ششم هجری است. وی در سال ۴۶۳ یا ۴۷۳ هجری قمری در غزنین دیده به جهان گشود. چنان چه از شعر سنایی برمی‌آید، او به تمام دانش‌های زمان خود آگاهی و آشنایی و در برخی تبحر و استادی داشته است. وی در سال ۵۲۵ یا ۵۳۵ هجری قمری در سن ۶...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.