فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۱ دل خراب از خندهٔ پنهان آن گل میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۲ گلشن حسن از بهار عشق خرم میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۳ میشود عارف خجل نادان چو ملزم میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۴ هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۵ از گلستانی که بلبل روی گردان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۶ هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۷ جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۸ زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۰۹ گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۰ عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۱ کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۲ در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۳ دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۴ روح چون تنپرور افتد عاقبت تن میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۵ سینهام از درد و داغ عشق روشن میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۶ در چراغ دیدهٔ من آب روغن میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۷ دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۸ خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۱۹ از تجرد نور حکمت در دل افزون میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۰ از نظربازان کمال حسن افزون میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۱ گر چنین چشم ترم میرآب هامون میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۲ غفلت دل از شراب ناب افزون می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۳ اضطراب دل ز چشم روشن افزون می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۴ آب و رنگ حسن بیش از خانه زین می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۵ بی کمندانداز چین آن زلف مشکین می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۶ نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۷ یک دل روشن نگهبان جهانی میشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۸ مخزن گوهر صدف از ته گزینی می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۲۹ دیده روشن از فروغ آشنایی می شود
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۰ زیر تیغ از جبهه چین مردان می باید گشود
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۱ عشق فارغبالم از اندیشه دنیا نمود
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۲ گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۳ جذبه توفیق هرکس را دل بینا دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۴ کی به عاشق بوسه آن لعل لب میگون دهد؟
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۵ دل ز پهلوی جنون داد فراغت می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۶ بی غرض چون شد سخن تأثیر دیگر می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۷ غنچهٔ این باغ بوی پارهٔ دل میدهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۸ شاخ گل از دست و چوگان تو یادم می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۳۹ گر دو روزی خاکمال آن گلعذارم می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۰ عارفان را نکهت سیب ذقن جان میدهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۱ راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۲ چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۳ صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۴ چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۵ خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۶ برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۷ یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
- غزل شمارهٔ ۲۷۴۹ باده منصور در جام و سبوی من رسید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۰ دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۱ وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۲ وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۳ مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۴ پای در دامان تسلیم و رضا باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۵ شوخی میخانه از محراب می باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۶ در سر پل باده چون سیلاب می باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۷ خواری از اغیار بهر یار می باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۸ می به روی لاله رنگ یار می باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۵۹ مشق هجران در کنار بحر می باید کشید
- غزل شمارهٔ ۲۷۶۰ می به رغم عالم پرشور می باید کشید
متن اشعار به نقل از گنجور.