پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۲

چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد

غمزه او تیغ بیباکی به ابرو می دهد

در دل شب می توان گل چید از گلزار فیض

آفتابی شد چو رنگ گل، کجا بو می دهد؟

دیده رسوانگاهان پرده از کارت کشید

این سزای آن که هر آیینه را رو می دهد

تلخ کردن لب به دشنام هوسناکان چرا؟

خیره چشمان را سزا آن چین ابرو می دهد

این غزل در جلوه برقی به صائب جلوه کرد

اینقدر توفیق، موزونان که را رو می دهد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹باده منصور در جام و سبوی من رسید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۰دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۱وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.