پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۳

صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد

صبحدم بر صدق این معنی گواهی می دهد

ما به دریا لب نیالاییم و چرخ آبگون

می به ما دریاکشان از گوش ماهی می دهد

هر که می داند که دردسر به قدر دولت است

کی کلاه خود به تاج پادشاهی می دهد؟

خنده رویی می دهد یاد از پریشان خاطری

قبض بر جمعیت خاطر گواهی می دهد

قهرمان عشق بیتاب است در خون ریختن

این محیط از موج خود سوزن به ماهی می دهد

این جواب آن غزل صائب که ناصح گفته است

تا لب ساغر به خون من گواهی می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹باده منصور در جام و سبوی من رسید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۵۰دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۵۱وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۲وقت مجنون خوش که پا در دامن صحرا کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.