پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۱

راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد

شورش دیوانه را زنجیر بیرون می دهد

نیست از سنگین دلیها گر نگریم در وداع

زخم تیغ تیز خون را دیر بیرون می دهد

شکر می گردد شکایت بر زبان عاشقان

می خورد خون، جوهر این شمشیر بیرون می دهد

دایه هر خونی که از بدخویی طفلان خورد

از محبت در لباس شیر بیرون می دهد

می شود صائب چو گل از آتش خجلت کباب

خنده را هرکس که بی تدبیر بیرون می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹باده منصور در جام و سبوی من رسید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۵۰دل به دارالامن حیرت نه به آسانی رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.