پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۴۰

عارفان را نکهت سیب ذقن جان می‌دهد

طفل مشرب جان برای نارپستان می‌دهد

با سبک‌روحان به نقد دل گرانی چون کنم؟

شمع در راه نسیم صبحدم جان می‌دهد

سر به دنبال جنون عشق نه، کاین باد دست

وسعت خاطر بیابان در بیابان می‌دهد

دل ز فکر پوچ خواهد باخت خود را چون حباب

کشتی ما را سبکباری به طوفان می‌دهد

پیش دریا آبروی خود چرا ریزد سد؟

قطره‌ای دارد گدایی، ابر نیسان می‌دهد

سهل باشد بند کردن ناخنی بر بیستون

پیش برق تیشه من کوه میدان می‌دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۹باده منصور در جام و سبوی من رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.