پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۹

گر دو روزی خاکمال آن گلعذارم می دهد

توتیای دیده از خط غبارم می دهد

ساغر لبریز می ریزد ز دست رعشه دار

وصل کی تسکین جان بیقرارم می دهد

می رساند جان به لب قاتل مرا از انتظار

تا دم آبی ز تیغ آبدارم می دهد

دیده تر کاغذ ابری شد از خشکی مرا

همچنان گردون سنگین دل فشارم می دهد

از سر پیر مغان آن به که دردسر برم

من که مستی دردسر بیش از خمارم می دهد

باز می گیرد به زخم سنگ از من یک به یک

گر چمن پیرا دو روزی برگ و بارم می دهد

می برد غیرت به عیش بی زوال خار من

آن که تشریف سبکسیر بهارم می دهد

مدعایش امتحان دامن پاک من است

گر به خلوت گاهی آن پرکاربارم می دهد

قانعم من زان لب شیرین به یک دشنام تلخ

آن ستمگر وعده بوس و کنارم می دهد

در گلویم چون صدف می سازد از خست گره

قطره چندی اگر ابر بهارم می دهد

رخنه دل گر نگردد رهنمای دیده ام

راه بیرون شد که زین نیلی حصارم می دهد؟

بس که بر دلها سؤال من گرانی می کند

کوه با حاضر جوابی انتظارم می دهد

کرده ام صائب قناعت از وصالش با خیال

زان گل بی خار تسکین خارخارم می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۸ذوق حیرانی به داد چشم خونپالا رسید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.