پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۳۸

شاخ گل از دست و چوگان تو یادم می دهد

غنچه از گوی گریبان تو یادم می دهد

جلوه خورشید تابان در ته دامان ابر

زیر زلف از ماه تابان تو یادم می دهد

برق عالمسوز در ابر سیاه نوبهار

از نگاه چشم فتان تو یادم می دهد

از شفق حال شهیدان تو می گردد عیان

ماه نو از تیغ عریان تو یادم می دهد

انتظام گوهر شهوار در کام صدف

زیر لب از عقده دندان تو یادم می دهد

خط به دور جام لبریز از شراب لاله رنگ

گرد لب از خط ریحان تو یادم می دهد

می دهد یاد از دل پرخون من هر غنچه ای

هرگلی از روی خندان تو یادم می دهد

از صف محشر دلم لرزان شود چون برگ بید

کز صف برگشته مژگان تو یادم می دهد

در میان جان شیرین چون الف جا می دهم

هر چه از سرو خرامان تو یادم می دهد

در کنار بوستان، مجموعه رنگین گل

صائب از اوراق دیوان تو یادم می دهد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۴۰عارفان را نکهت سیب ذقن جان می‌دهد
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۴۱راز ما را ناله شبگیر بیرون می دهد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۴۲چشم او تعلیم رم کردن به آهو می دهد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۴۳صیقل دل فیض آه صبحگاهی می دهد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۴۴چشم فتانت که داد دلبریایی می دهد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۴۵خط ز روی آتشین دلستان آمد پدید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۴۶برگرفتی پرده از رخ گلستان آمد پدید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۴۷یوسف زندانی ما راحت از دنیا ندید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.