پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۹

گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود

خواب من آشفته زان خط چو ریحان می شود؟

از اطاعت عاقبت محمود می گردد ایاز

قامت خم خاتم دست سلیمان می شود

حسن چون بی شرم شد زنهار گرد او مگرد

بوی خون می آید از تیغی که عریان می شود

پرده داری می کند از سوختن پروانه را

شمع اگر در جامه فانوس پنهان می شود

در زمین پاک ریزد دانه دهقان امید

سینه بی آرزو آخر گلستان می شود

نیست چون گرداب بهردانه گردیدن مرا

آسیای من به آب خشک گردان می شود

سرو از شرم قدت در دود آه قمریان

چون الف در مد بسم الله پنهان می شود

از دل بی مدعا صائب فلک داغ من است

تخم چون سوزد غنی از ابر احسان می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۱کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۴روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۵سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.