پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱۰

عاقبت کار نظربازان به سامان می شود

گرد مجنون سرمه چشم غزالان می شود

نه فلک تنگ است بر خورشید عالمتاب عشق

لیک از کوچکدلی در ذره پنهان می شود

روز ما نسبت به شب برقی است کز ابر سیاه

می نماید گوشه ابرو و پنهان می شود

نیست جان کاملان را در تن خاکی قرار

می رود آسایش از گوهر چو غلطان می شود

هر که صائب چشم پوشد از پسند خویشتن

عالم پرخار در چشمش گلستان می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۴روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۵سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۹از تجرد نور حکمت در دل افزون می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.