پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱۱

کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود

مجلس ما از گل ابری گلستان می شود

ناخن الماس ازکارم سری بیرون نبرد

مشکل من کی به سعی سوزن آسان می شود؟

یوسف این زخمی که داری از عزیزان وطن

مرهمش خاکستر شام غریبان می شود

جای هر نیشی که از دست تو دارم بر جگر

گر به هم دوزند صد زخم نمایان می شود

بر سر خاک شهیدان شمع آهی برده ایم

خون ما با دامنی دست و گریبان می شود

صائب از تنگ دهان یار پیش دل مگو

طفل ما بدخوست بهر هیچ گریان می شود!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۴روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۵سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۹از تجرد نور حکمت در دل افزون می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲۰از نظربازان کمال حسن افزون می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.