پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱۳

دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود

چون هوا مغلوب شد تخت سلیمان می شود

سرو را از طوق در زنجیر قمری می کشد

در خیابان که قد او خرامان می شود

روی آتشناک او در پرده شرم و حیا

در سرمستی چراغ زیر دامان می شود

در نظرها طاق نسیان می کند محراب را

طاق ابروی تو در هر جا نمایان می شود

نیست پروای ملامت خاکسار عشق را

مزرع ما تازه رو از تیر باران می شود

سور بی ماتم نمی باشد درین وحشت سرا

برق دایم در لباس ابر خندان می شود

از ضعیفان می شود پشت زبردستان قوی

صولت شیران یکی صد از نیستان می شود

از تکلف زندگی بر مردمان مشکل شده است

چون کنی ترک تکلف کار آسان می شود

تلخ باشد زندگی بر آه تا در سینه است

دود ازین مجمر چو بیرون رفت ریحان می شود

سنبل فردوس اگر ریزند در بستر مرا

صائب از آشفتگی خواب پریشان می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۵سینه‌ام از درد و داغ عشق روشن می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۹از تجرد نور حکمت در دل افزون می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲۰از نظربازان کمال حسن افزون می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲۱گر چنین چشم ترم میرآب هامون می‌شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲۲غفلت دل از شراب ناب افزون می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.