پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۱۴

روح چون تن‌پرور افتد عاقبت تن می‌شود

آب در آهن چو لنگر کرد آهن می‌شود

عشق چون خورشید بر ذرات باشد مهربان

عید پروانه است هر شمعی که روشن می‌شود

میوهٔ شیرین اگر پیدا شود در سرو و بید

عافیت پیدا درین فیروزه گلشن می‌شود

تیره‌بختی کار صیقل می‌کند با اهل دل

اختر آیینه روشندل ز گلخن می‌شود

می‌شود ابر بلا دست حمایت بر سرم

بر چراغ بخت من فانوس دامن می‌شود

عشق شورانگیز غفلت را ز سر وا می‌کند

بی‌قراری خواب سنگین را فلاخن می‌شود

گر کنم پهلو تهی صائب ز زاهد دور نیست

هرکه با کودن نشیند زود کودن می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۱۶در چراغ دیدهٔ من آب روغن می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۱۷دل ز احیای شب دیجور روشن می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۱۸خانه مردم اگر از ماه روشن می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۱۹از تجرد نور حکمت در دل افزون می‌شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۰از نظربازان کمال حسن افزون می‌شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۲۱گر چنین چشم ترم میرآب هامون می‌شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۲۲غفلت دل از شراب ناب افزون می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۲۳اضطراب دل ز چشم روشن افزون می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.