پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۲۳

اضطراب دل ز چشم روشن افزون می شود

داغ مرغ بسته پر از روزن افزون می شود

پرده پوشی کرد دل را در جنون بیتابتر

بیقراری شعله را از دامن افزون می شود

دیدن روشنگران بر اهل غیرت مشکل است

زنگ بر آیینه ام در گلخن افزون می شود

عاشق گنج گهر را نیست آسایش ز مرگ

پیچ و تاب مار در خوابیدن افزون می شود

چشم بی اشکی چو می بینند ماتم دیدگان

حلقه ای بر حلقه های شیون افزون می شود

صحبت خورشید رویان کیمیای فربهی است

ماه نو هر روز یک پیراهن افزون می شود

رعشه می افتد به جان از دیدن موی سفید

صبح، پیچ وتاب شمع روشن افزون می شود

مهلت دنیا فزاید عقده های حرص را

شاخ آهو را گره از ماندن افزون می شود

نیست جز آه ندامت حاصل تن پروری

شعله رعنا می شود چون روغن افزون می شود

حسن چندانی که افزاید به ناز و دلبری

عاشقان را روزی دل خوردن افزون می شود

می توان کوته به رفتن کرد راه عقل را

راه بی پایان عشق از رفتن افزون می شود

لطف غمخواران مرا صائب به خاک و خون کشید

زخم خار از کاوکاو سوزن افزون می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۲۵بی کمندانداز چین آن زلف مشکین می شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۲۶نفس سرکش بی ریاضت رهنما کی می شود؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۲۷یک دل روشن نگهبان جهانی می‌شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۲۸مخزن گوهر صدف از ته گزینی می شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۲۹دیده روشن از فروغ آشنایی می شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۳۰زیر تیغ از جبهه چین مردان می باید گشود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۳۱عشق فارغبالم از اندیشه دنیا نمود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۳۲گوش شو هر جا سخن را ساز نتوانی نمود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.