پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۳

مست شد نقاش تا آن چشم جادو را کشید

طاقتش شد طاق تا آن طاق ابرو را کشید

خامه مانی کز او آب طراوت می چکید

موی آتش دیده شدتا آن گل رو را کشید

خامه مو در کفش سر رشته زنار شد

نقش پردازی که زلف کافر او را کشید

دیگر از بار خجالت سرو سر بالا نکرد

تا مصور بر ورق آن قد دلجو را کشید

رشته عمرش به آب زندگی پیوسته شد

خامه مویی که آن لعل سخنگو را کشید

دست و پا گم می کند از شوخی تمثال او

آن که صد ره بی کمند و دام آهو را کشید

حیرتی چون حیرت آیینه گر افتد به دست

می توان صائب شبیه چهره او را کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵۵شوخی میخانه از محراب می باید کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵۶در سر پل باده چون سیلاب می باید کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۵۷خواری از اغیار بهر یار می باید کشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۵۸می به روی لاله رنگ یار می باید کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۵۹مشق هجران در کنار بحر می باید کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶۰می به رغم عالم پرشور می باید کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶۱جوش گل شد باده سرجوش می باید کشید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶۲جوش گل شد، بادهٔ گلرنگ می‌باید کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.