پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۵۶

در سر پل باده چون سیلاب می باید کشید

می به کشتی در کنار آب می باید کشید

می توان تا چشمی از روی گلستان آب داد

پرده نسیان به روی خواب می باید کشید

کم نه ای از بلبل و قمری درین بستانسرا

ناله ای چند از دل بیتاب می باید کشید

در سیاهی می کند می کار آب زندگی

در دل شبها شراب ناب می باید کشید

صحبت روشن ضمیران زنگ از دل می برد

باده روشن شب مهتاب می باید کشید

ساده کن از فلس خود را، ورنه از هر موجه ای

همچو ماهی وحشت قلاب می باید کشید

خون کنم دل را که تا این مایه تشویش هست

منت دلجویی از احباب می باید کشید

با لب لعل بتان افتاده صائب کار ما

تشنه ما را ز گوهر آب می باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۵۸می به روی لاله رنگ یار می باید کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۵۹مشق هجران در کنار بحر می باید کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶۰می به رغم عالم پرشور می باید کشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۶۱جوش گل شد باده سرجوش می باید کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶۲جوش گل شد، بادهٔ گلرنگ می‌باید کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶۳سرکشی از زلف آن خودکام می باید کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۶۴چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۶۵درد را چون صاف در میخانه می باید کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.