پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۳

سرکشی از زلف آن خودکام می باید کشید

وحشت چشم غزال از دام می باید کشید

می به روی تازه رویان نشأه دیگر دهد

در بهاران باده گلفام می باید کشید

این که گردن می کشی چون شیشه، ای زاهد زدور

تا برآیی زین کشاکش جام می باید کشید

روز نورانی بود مستغنی از شمع و چراغ

باده روشن به وقت شام می باید کشید

می توان خوردن به شیرینی شراب تلخ را

از لب شکرلبان دشنام می باید کشید

محتسب در نوبهاران منع ما از باده کرد

انتقام از مرغ بی هنگام می باید کشید

منتی کز بوسه او می کشیدم پیش ازین

این زمان از نامه و پیغام می باید کشید

چاره چشم گرانخواب است صائب شور عشق

با نمک تلخی ازین بادام می باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶۵درد را چون صاف در میخانه می باید کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶۶تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶۷دل چه تلخیهای رنگارنگ ازان دلبر کشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۶۸هر که جام می به روی دلستان بر سر کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶۹از سرم چون شمع آخر سوز پنهان سر کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷۰با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷۱روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷۲زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.