پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۷

دل چه تلخیهای رنگارنگ ازان دلبر کشید

قطره خونی چه دریاهای خون بر سر کشید

در میان عاشقان من بی نصیب افتاده ام

ورنه قمری سرو را در زیر بال و پر کشید

زندگانی تلخ خواهد کرد بر صید حرم

تیغ عالمگیر او دامی که از جوهر کشید

از کنار آب حیوان خشک لب باز آمدن

مرگ را در زندگی بر روی اسکندر کشید

آن که مینا را زلب مهر خموشی بر گرفت

سرمه خاموشی از خط بر لب ساغر کشید

گرچه مجمر از ستمکاری زد آتش در سپند

دود تلخش انتقام از دیده مجمر کشید

من به زور عشق پیچیدم عنان مرگ را

ورنه چندین شمع را بر خاک این صرصر کشید

ساده بود از تار و پود راه، صحرای جنون

هرزه گردیهای من این صفحه را مسطر کشید

پختگان را زندگی با خامکاران مشکل است

اخگر ما خویش را در زیر خاکستر کشید

دل چو رفت از دست، بیزارم زچشم اشکبار

چند بتوان تلخی از دریای بی گوهر کشید؟

بر نمی دارد زبردستی می پرزور عشق

سر به جای پا نهد آن کس که این ساغر کشید

هر که صائب از قناعت کرد حفظ آبرو

در همین جا آب از سرچشمه کوثر کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶۹از سرم چون شمع آخر سوز پنهان سر کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۰با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۱روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷۲زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷۳از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷۴از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷۵تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷۶دل نیاسود از تردد تا نشد منزل سفید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.