پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۵

تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید

از گریبانش نشد مهر بلند اختر سفید

عقل معذورست اگر شد در فروغ عشق محو

پیش خورشید درخشان چون شود اختر سفید؟

عاشق صادق نمی اندیشد از روز حساب

نامه صبح است در هنگامه محشر سفید

از خط مشکین یکی صد شد صفای عارضش

نامه آیینه می گردد زخاکستر سفید

تیشه از خون روی سخت کوهکن را سرخ کرد

تا نسازد راه قصر یار را دیگر سفید

از بناگوش تو دارد صبح چندین آب و تاب

می نماید از صفای شیر این شکر سفید

خون خود را مشک کردن کار هر بیدرد نیست

نافه را گردید ازین اندیشه موی سر سفید

دفتر ایام از افکار رنگین ساده بود

شد زنور رای صائب روی این دفتر سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷۷نیست از خورشید و ماه این گنبد گردان سفید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۸مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۹چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸۰از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸۱بوسه از کنج دهان دلربا دارد امید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸۲چند بتوان بانگ نای و قلقل مینا شنید؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸۳وصف شکر تا به چند از طوطیان باید شنید؟
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸۴سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.