پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۶

دل نیاسود از تردد تا نشد منزل سفید

کرد ما را رو سفید آخر، که روی دل سفید!

بوی پیراهن نیامد، پیر کنعان تا نکرد

از دو چشم خود در دولتسرای دل سفید

چشم ما آب سیاه آورد از بس انتظار

تا شد از دامان صحرای طلب منزل سفید

حلقه بیرون در آتش است از نور شمع

چون سپند ما تواند شد درین محفل سفید؟

شد زلخت دل یکی صد آبروی چشم ما

کرد گوهر روی این دریای بی حاصل سفید

در جواب تلخ دادن ترشرویی می کنند

چون شود در عهد این بی حاصلان سایل سفید؟

همت ما صرف در پرداز دل شد از جهان

ما همین یک خانه را کردیم ازین منزل سفید

گر به دریا سایه اندازد گلیم بخت ما

در شبستان صدف گوهر شود مشکل سفید

کلک صائب تازه شد تا این غزل را نقش بست

روی دهقان را کند سرسبزی حاصل سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷۸مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۹چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸۰از صبوری در گشاد کارها بگزین کلید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸۱بوسه از کنج دهان دلربا دارد امید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸۲چند بتوان بانگ نای و قلقل مینا شنید؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸۳وصف شکر تا به چند از طوطیان باید شنید؟
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸۴سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸۵گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.