پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۹

چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید

باز ناورد از ختا این نافه را موی سفید

دیگران را گر ز پیری صبح آگاهی دمید

شد دل ما شیر مست غفلت از موی سفید

کی شود طبع هوسناکان زپیری تنگدل؟

ماه عید طفل طبعان است ابروی سفید

از جوانان نیست کم چون زنده دل افتاد پیر

صبح می رو بد زدلها غم به گیسوی سفید

با سیه رویان بود عفو خدا را روی حرف

قابل اقبال نبود نامه را روی سفید

تار و پود زندگانی را پریشان کردن است

جمع کردن خنده را چون صبح با موی سفید

کاکل عنبرفشان بر پشت آن سیمین بدن

هست چون خط سیه بر پشت آهوی سفید

هر که صائب روی گردان شد زاهل روزگار

می برد از ظلمت آباد جهان روی سفید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸۱بوسه از کنج دهان دلربا دارد امید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸۲چند بتوان بانگ نای و قلقل مینا شنید؟
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۸۳وصف شکر تا به چند از طوطیان باید شنید؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۸۴سوختم از شوق، یاران راه حرفی وا کنید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۸۵گردش سال است، می در ساغر عشرت کنید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۸۶دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۸۷خوش بهاری می رسد میخانه ها سامان کنید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۸۸بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.