پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۸۶

دیده از عیب کسان در خواب چون مخمل کنید

چون رسد نوبت به عیب خود، نظر احول کنید

باعث رنگینی دیوان محشر می شود

چهره از اشک پشیمانی اگر جدول کنید

قامت خم چون مه نو در کمین پس خم است

زودتر آیینه تاریک خود صیقل کنید

پرده ظلمت به قدر روشنی گردد زیاد

عالمی بر خود چرا تاریک از مشعل کنید؟

تا بود دل در درون سینه بیتابی بجاست

این سپند شوخ را بیرون ازین منقل کنید

کوته اندیشی است دیدن اول هر کار را

در مآل کارها اندیشه از اول کنید

دردسر بسیار دارد پاس دلها داشتن

شانه آن زلف را زنهار از صندل کنید

مشرق خورشید تابان می شود صائب چو صبح

سینه خود را به نور صدق اگر صیقل کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۸۸بر زبانها وصف قد دلستان خواهد دوید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۸۹غنی فیض از دل شب چون فقیران درنمی‌یابد
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۹۰مرا آه سحر گرد از دل دیوانه می روبد
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۹۱نه از روی بصیرت سایه بال هما افتد
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۹۲مبادا بر سر من سایه بال هما افتد
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۹۳دل از امید وصلش هر زمان در پیچ و تاب افتد
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۹۴به زهر چشم بتوان کشت دشمن را چوکار افتد
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۹۵زعکسش لرزه بر آیینه گوهرنگار افتد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.