پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۶

تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید

موج بیتابی الف بر سینه کوثر کشید

زنگ هستی از دل ما برد ذوق نیستی

عود ما آخر دم خوش در دل مجمر کشید

این که گرد ماه تابان می نماید هاله نیست

ماه از شرم جمال او سپر بر سر کشید

تنگدستی مرگ را در کام شیرین می کند

بید از بی حاصلی بر خویشتن خنجر کشید

جوهر از بیطاقتی چون مار می پیچد به خود

زخم گستاخ که شمشیر ترا در بر کشید؟

کاسه دریوزه دریا از صدف بر کف گرفت

هر کجا مژگان صائب رشته از گوهر کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶۸هر که جام می به روی دلستان بر سر کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶۹از سرم چون شمع آخر سوز پنهان سر کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۰با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷۱روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷۲زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷۳از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷۴از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷۵تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.