پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۷۰

با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید

تا نگردی راست چون تیر، این کمان نتوان کشید

تا نسازی نفس سرکش را چو عیسی زیر دست

توسن افلاک را در زیر ران نتوان کشید

خودنمایی راست صد زخم نمایان در کمین

در هوای تیر، گردن چون نشان نتوان کشید

از ملامت روی نتوان تافتن در راه عشق

پا به فریاد جرس از کاروان نتوان کشید

زندگی با هوشیاری زیر گردون مشکل است

تا نگردی مست این بار گران نتوان کشید

می زنم بر کوچه دیوانگی در این بهار

بیش ازین خجلت ز روی کودکان نتوان کشید

پنجه در سر پنجه شاهین اگر باید فکند

دست خود چون بهله زان موی میان نتوان کشید

با تهیدستی توان مغلوب کردن نفس را

اسب سرکش را به دست پر، عنان نتوان کشید

ناله ام در دل گره شد، رفت تا بلبل زباغ

بی هم آوازی نفس در گلستان نتوان کشید

برنیارد زهد خشک از تن به گردون رو(ح را)

بر فلک خود را به پای نردبان نتوان کشید

بر امید گنج نتوان دید روی ما را

تلخرویی بهر گل از باغبان نتوان کشید

چند خواهی کرد صائب عشقبازی در لباس؟

پرده بر رخساره ماه از کتان نتوان کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۷۲زلف او موی سفید نافه را در خون کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۷۳از گرانان هر که چون عنقا گرانجانی کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۷۴از گداز جسم، جان پاک گوهر شد سفید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۷۵تا نکرد از گریه چشم خویش را خاور سفید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۷۶دل نیاسود از تردد تا نشد منزل سفید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۷۷نیست از خورشید و ماه این گنبد گردان سفید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷۸مرگ را آماده شو هرگاه گردد مو سفید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷۹چشم ما را پرده غفلت شد ابروی سفید
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.