پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۶۲

جوش گل شد، بادهٔ گلرنگ می‌باید کشید

انتقام از چرخ پر نیرنگ می‌باید کشید

غبغب جام و گلوی شیشه می‌باید گرفت

دامن ساقیّ و زلف چنگ می‌باید کشید

بوی خون می‌آید از جام شراب لاله‌گون

در هوای تر، می بیرنگ می‌باید کشید

چنگ و عود و بربط و قانون مکرر گشته است

نغمه از مرغان سیرآهنگ می‌باید کشید

موسم پای گل است و سایهٔ بید و چنار

پای از مسجد به عذر لنگ می‌باید کشید

می‌زداید زنگ از دل سبزهٔ زنگارگون

منّت روشنگران زین زنگ می‌باید کشید

در فضای عقل بال بیخودی نتوان گشود

رخت بیرون زین جهان تنگ می‌باید کشید

پردهٔ شرم و حیا در پردهٔ شب چون نسیم

از رخ گل‌های رنگارنگ می‌باید کشید

تا رگ ابر بهاران می‌کشد مشق جنون

خط به عقل و دانش و فرهنگ می‌باید کشید

همچو مجنون، دامن صحرا اگر افتد به دست

بهر بازیگاه طفلان سنگ می‌باید کشید

بر رگ جان نواپرداز صائب همچو چنگ

دستی ای دلدار زرین چنگ می‌باید کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۶۴چون صراحی رخت در میخانه می باید کشید
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۶۵درد را چون صاف در میخانه می باید کشید
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۶۶تا خط مشکین لب لعل ترا در بر کشید
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۶۷دل چه تلخیهای رنگارنگ ازان دلبر کشید
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۶۸هر که جام می به روی دلستان بر سر کشید
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۶۹از سرم چون شمع آخر سوز پنهان سر کشید
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۷۰با زمین گیری کمان آسمان نتوان کشید
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۷۱روز روشن می کند چون لاله می دل را سیاه
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.