پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۴

هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود

خاک مجنون زود بازیگاه طفلان می شود

لاله و ریحان نگیرد جای درد و داغ عشق

ورنه بر پروانه هم آتش گلستان می شود

از مروت نیست ما لب تشنگان را سوختن

آخر آن چاه زنخدان چاه نسیان می شود

ریزش افزون می کند جمعیت روشندلان

خرمن مه را پریشانی نگهبان می شود

می کند اشک ندامت نامه دل را سفید

صبح از اخترفشانی پاکدامان می شود

یک دل بیدار می آرد جهانی را به وجد

شور مجنون باعث شور بیابان می شود

دولت بیدار با این تار و پود انتظام

چشم تا برهم زنی خواب پریشان می شود

من چه دارم درنظر تا دل به آن خرم کنم؟

پسته از یاد شکر در پوست خندان می شود

تشنه چشمان را ز پیری نیست سیری از جهان

قطره در کام صدف از حرص دندان می شود

آب حیوان جای آب تلخ نتواند گرفت

تشنه دریا کجا قانع به باران می شود

در دل اهل جهان دارد شکوه کوه قاف

هر که چون عنقا ز چشم خلق پنهان می شود

در شبستانی که گردد کلک صائب شعله ریز

شمع در زیر پر پروانه پنهان می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰۶هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰۷جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰۸زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۹گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۱۰عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۱۱کار ما از ساغر پرمی به سامان می شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۱۲در زمستان باغ اگر از برگ عریان می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۳دل نظرگاه خدا از ترک عصیان می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.