پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۷۰۱

دل خراب از خندهٔ پنهان آن گل می‌شود

سنگ این مینای خالی پرتو مل می‌شود

ساحل دریای آشوب است ترک اختیار

موج بر خاشاک از افتادگی پل می‌شود

در طریق ما که نعل واژگون خضر ره است

بیشتر خون بر سر تیغ تغافل می‌شود

سیل را کوتاهی دیوار عاجز می‌کند

سد راه دشمن غالب تحمل می‌شود

پاک گردد هر که صائب دامن پاکان گرفت

اشک شبنم سرخ‌رو از دامن گل می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷۰۳می‌شود عارف خجل نادان چو ملزم می‌شود
  2. غزل شمارهٔ ۲۷۰۴هر چه در دل نقش بندد آدمی آن می شود
  3. غزل شمارهٔ ۲۷۰۵از گلستانی که بلبل روی گردان می شود
  4. غزل شمارهٔ ۲۷۰۶هستی ظاهر حجاب قرب یزدان می شود
  5. غزل شمارهٔ ۲۷۰۷جان زترک جسم چون گوهر فروزان می شود
  6. غزل شمارهٔ ۲۷۰۸زودتر دل جمع گردد چون پریشان می شود
  7. غزل شمارهٔ ۲۷۰۹گر ز ریحان خواب بیدردان به سامان می شود
  8. غزل شمارهٔ ۲۷۱۰عاقبت کار نظربازان به سامان می شود
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.