پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی

غزلیات

۱,۹۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۵۰۱ وقتی ازین پیش تر خوشدلیی داشتیم
  2. شمارهٔ ۱۵۰۲ بس به مویت اسیر شد جانم
  3. شمارهٔ ۱۵۰۳ از پس عمر شبی هم نفس یار شدم
  4. شمارهٔ ۱۵۰۴ از آن لب می وزد بویی و بوی خون ناب است این
  5. شمارهٔ ۱۵۰۵ غبار مشک می خیزد، ندانم تا چه باد است این؟
  6. شمارهٔ ۱۵۰۶ همی رفتی و می گفتند اندر حسن فردست این
  7. شمارهٔ ۱۵۰۷ شب ست این وه چه بی پایان و یا خود زلف یارست این
  8. شمارهٔ ۱۵۰۸ درآ، ای شاخ گل، خندان و مجلس را گلستان کن
  9. شمارهٔ ۱۵۰۹ بهار آمد، ولی سرو گلستان چون توان کردن
  10. شمارهٔ ۱۵۱۰ زهی رسم بناگوشت گل اندر سبزه پروردن
  11. شمارهٔ ۱۵۱۱ مرا قامت چو چوگان است و سر چون گوی سرگردان
  12. شمارهٔ ۱۵۱۲ شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان
  13. شمارهٔ ۱۵۱۳ وصیت می کنم، گر بشنود ابرو کمان من
  14. شمارهٔ ۱۵۱۴ ندارم روزی از رویت به جز حیرت گه دیدن
  15. شمارهٔ ۱۵۱۵ مخند از درد من، جانا، نه بر بازی ست آه من
  16. شمارهٔ ۱۵۱۶ با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن
  17. شمارهٔ ۱۵۱۷ گیسوی ترا نسبت با شب نتوان کردن
  18. شمارهٔ ۱۵۱۸ یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این
  19. شمارهٔ ۱۵۱۹ مبارک باد، ماه روزه داران!
  20. شمارهٔ ۱۵۲۰ خمار و خواب و چشم کافرش بین
  21. شمارهٔ ۱۵۲۱ برآمد ماه عید از اوج گردون
  22. شمارهٔ ۱۵۲۲ شبی بخرام و مه را کار بشکن
  23. شمارهٔ ۱۵۲۳ خوش آمد با توام دیدار کردن
  24. شمارهٔ ۱۵۲۴ بر آن رویی که نتوان می گرفتن
  25. شمارهٔ ۱۵۲۵ نه بی یادت برآید یک دم از من
  26. شمارهٔ ۱۵۲۶ روزی که به عالم است شب دان
  27. شمارهٔ ۱۵۲۷ از همچو تویی برید نتوان
  28. شمارهٔ ۱۵۲۸ ای میر همه شکر فروشان
  29. شمارهٔ ۱۵۲۹ زین خوش پسران و شکل ایشان
  30. شمارهٔ ۱۵۳۰ ای آرزوی امیدواران
  31. شمارهٔ ۱۵۳۱ سر مست رود چو در گلستان
  32. شمارهٔ ۱۵۳۲ تا از بر تو جدا شدم من
  33. شمارهٔ ۱۵۳۳ جانا، گذری به بوستان کن
  34. شمارهٔ ۱۵۳۴ یک دم فراموشم نه ای، گر چه نیاری یاد من
  35. شمارهٔ ۱۵۳۵ سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود من
  36. شمارهٔ ۱۵۳۶ ماهی گذشت و شب نخفت این دیده بیدار من
  37. شمارهٔ ۱۵۳۷ ماه هلال ابروی من عقل مرا شیدا مکن
  38. شمارهٔ ۱۵۳۸ مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن
  39. شمارهٔ ۱۵۳۹ هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن
  40. شمارهٔ ۱۵۴۰ خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟
  41. شمارهٔ ۱۵۴۱ آمد بهار، ای یار من، بشکفت گلها در چمن
  42. شمارهٔ ۱۵۴۲ بالای تست این پیش من یا سرو بستا نیست این
  43. شمارهٔ ۱۵۴۳ ز اندازه بگذشت آرزو، طاقت ندارم بیش از این
  44. شمارهٔ ۱۵۴۴ خواهی دلا، فردوس جان، رخسار جانان را ببین
  45. شمارهٔ ۱۵۴۵ خواب ز چشم من بشد، چشم تو بست خواب من
  46. شمارهٔ ۱۵۴۶ آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من
  47. شمارهٔ ۱۵۴۷ گر چه ز خوی نازکت سوخته گشت جان من
  48. شمارهٔ ۱۵۴۸ تنگ نبات چون بود، لب بگشا که هم چنین
  49. شمارهٔ ۱۵۴۹ رفتی و شد بی تو جانم زار، باز آی و ببین
  50. شمارهٔ ۱۵۵۰ آخر، ای خود بین من، روزی به غمخواری ببین
  51. شمارهٔ ۱۵۵۱ آن کلاه کج بر آن سرو بلند او ببین
  52. شمارهٔ ۱۵۵۲ صبح دولت می دمد یا خود رخ جانانست این
  53. شمارهٔ ۱۵۵۳ ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
  54. شمارهٔ ۱۵۵۴ باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
  55. شمارهٔ ۱۵۵۵ دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برون
  56. شمارهٔ ۱۵۵۶ نام گل بردن به پیشت بر زبان آید گران
  57. شمارهٔ ۱۵۵۷ عافیت را در همه عالم نمی یابم نشان
  58. شمارهٔ ۱۵۵۸ آن که فصل گل همی گویند، اینک آمد آن
  59. شمارهٔ ۱۵۵۹ جان من از بیدلان، آخر گهی یادی بکن
  60. شمارهٔ ۱۵۶۰ چشم را در ملک خوبی شحنه بیداد کن

متن اشعار به نقل از گنجور.