پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۳۵

سودای خوبان کم نشد، زین جان غم فرسود من

هستی همه کردم زیان، این بود زیشان سود من

با هر که بنمودم وفا، دیدم جفایی عاقبت

شکری نگفت از هیچ کس، این جان ناخشنود من

من خود ز دست هجر تو در تلخی جان کندنم

ابرو ترش کرده مرو، ای ترک خشم آلود من

بنشین به بالینم دمی، من خود نخواهم زیستن

باری ببینم روی تو، کافیست خود مقصود من

زین آه دردانگیز من بگریست چشم خلق خون

یارب چه بودی چشم تو، گر پر شدی از دود من!

از ناله و زاری زبان یک دم نمی آسایدم

بین تا چه خواهد کرد باز این آه زود ازود من!

نالیدن یعقوبیم در سنگ می گردد همی

دیوار در رقص آورد این نغمه داود من

امشب نهانی روی را بر آستانش سوده ام

ای گریه امروزی مشو این روی خاک آلود من

خونابه خسرو چنین دیده نیفگندی برون

گر دل ندادی هر دمش اشک جگر پالود من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳۷ماه هلال ابروی من عقل مرا شیدا مکن
  2. شمارهٔ ۱۵۳۸مانا که بگشاید دلم، بندی ز گیسو باز کن
  3. شمارهٔ ۱۵۳۹هر مجلسی و ساقیی، من در خمار خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۵۴۰خونی ز چشمم می رود، در انتظار کیست این؟
  5. شمارهٔ ۱۵۴۱آمد بهار، ای یار من، بشکفت گلها در چمن
  6. شمارهٔ ۱۵۴۲بالای تست این پیش من یا سرو بستا نیست این
  7. شمارهٔ ۱۵۴۳ز اندازه بگذشت آرزو، طاقت ندارم بیش از این
  8. شمارهٔ ۱۵۴۴خواهی دلا، فردوس جان، رخسار جانان را ببین
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.