پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲۱

برآمد ماه عید از اوج گردون

طرب چون ماه نو شد هر دم افزون

بر اوج آسمان نونی ست یا عین

که بیرون آمده ست از کلک بی چون

به گردش چیست چندین نقطه زانجم؟

اگر یک نقطه باشد بر سر نون

ببین اندر رکوع آن پاره نور

هلاکش گوی خواهی خواه ذوالنون

همانا حلقه گوش سپهر است

چو لیلی هست در پهلوی مجنون

شفق بین و سیاهی شب عید

تو پنداری که این مشک است، آن خون

چنین ماه نو و عید خجسته

مبارک باد بر ذات همایون

در اوصاف کمالت نظم خسرو

بنامیزد همه سحر است و افسون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲۳خوش آمد با توام دیدار کردن
  2. شمارهٔ ۱۵۲۴بر آن رویی که نتوان می گرفتن
  3. شمارهٔ ۱۵۲۵نه بی یادت برآید یک دم از من
  4. شمارهٔ ۱۵۲۶روزی که به عالم است شب دان
  5. شمارهٔ ۱۵۲۷از همچو تویی برید نتوان
  6. شمارهٔ ۱۵۲۸ای میر همه شکر فروشان
  7. شمارهٔ ۱۵۲۹زین خوش پسران و شکل ایشان
  8. شمارهٔ ۱۵۳۰ای آرزوی امیدواران
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.