پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲۳

خوش آمد با توام دیدار کردن

نظر در روی چون گلنار کردن

کشیدن باده بر روی تو، وانگاه

تماشای گل و گلزار کردن

چه خوش باشد ترا از خواب مستی،

به زخم بوسه ها بیدار کردن

ز من در پیش تو کاری نیابد

به جز نظاره دیدار کردن

نیارم از لبت دل را جدا کرد

که نتوان خون ز خون بیزار کردن

به جرم عشق اگر خونم بریزند

نخواهم هرگز استغفار کردن

به شمشیری نگردم منکر از عشق

ز تو کشتن، ز من اقرار کردن

مگو خسرو که اینها گفتنی نیست

نمی شاید سخن بسیار کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲۵نه بی یادت برآید یک دم از من
  2. شمارهٔ ۱۵۲۶روزی که به عالم است شب دان
  3. شمارهٔ ۱۵۲۷از همچو تویی برید نتوان
  4. شمارهٔ ۱۵۲۸ای میر همه شکر فروشان
  5. شمارهٔ ۱۵۲۹زین خوش پسران و شکل ایشان
  6. شمارهٔ ۱۵۳۰ای آرزوی امیدواران
  7. شمارهٔ ۱۵۳۱سر مست رود چو در گلستان
  8. شمارهٔ ۱۵۳۲تا از بر تو جدا شدم من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.