پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۲۴

بر آن رویی که نتوان می گرفتن

ترش بر روی ما تا کی گرفتن

حلالش باد خونم آن چنان، کوست

جفایت چون توان بر وی گرفتن

صبا بستان کباب نیم سوزم

به دستش ده به جای می گرفتن

کجا افتاده ای، زاهد، ز ما دور؟

نشاید مفلسان را پی گرفتن

چنین کز غمزه شوخت امان یافت

بخواهد فتنه روم و ری گرفتن

ترا هم هست شوقی، لیک فرق است

بتا از سوختن تا خوی گرفتن

ز تو در خان و مان سوزی اشارت

ز خسرو آتش اندر نی گرفتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۲۶روزی که به عالم است شب دان
  2. شمارهٔ ۱۵۲۷از همچو تویی برید نتوان
  3. شمارهٔ ۱۵۲۸ای میر همه شکر فروشان
  4. شمارهٔ ۱۵۲۹زین خوش پسران و شکل ایشان
  5. شمارهٔ ۱۵۳۰ای آرزوی امیدواران
  6. شمارهٔ ۱۵۳۱سر مست رود چو در گلستان
  7. شمارهٔ ۱۵۳۲تا از بر تو جدا شدم من
  8. شمارهٔ ۱۵۳۳جانا، گذری به بوستان کن
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.