پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴۷

گر چه ز خوی نازکت سوخته گشت جان من

سوی تو می کشد هنوز این دل ناتوان من

خواب نماند خلق را در همه شهر از غمت

دور شنیده می شود در دل شب فغان من

هیچ غبارت از درون می نپذیر دم سکون

گر چه شد آب جمله خون در تن ناتوان من

وه که ز جور چون تویی نام غبار بر زبان

نیست کسی که بفگند خاک بر این دهان من

گر دهیم به جان امان، نزل ره تو عمر من

ور کشیم به رایگان گرد سر تو جان من

گفتیم از چه ناخوشی، رنج تو چیست، بازگو؟

دوری دوستان و بس، دور ز دوستان من

بس که توشوخ و دلبری، گم شود ار دل کسی

گر چه که دیگری برد، بر تو بود گمان من

دور مکن ز دامنش گرد من، ای صبا، از آنک

در ره او از این هوس خاک شد استخوان من

خون دل من آب شد از پی روی شستنش

خواب نمی رود هنوز از پی این جوان من

خشم کنان بیا که ما صلح کنیم یکدگر

جان و دل من آن تو، رنج و غم تو آن من

دوش ز آه دل مرا سوخته بود لب، ولی

بخت من آنک نام شه بود برین زبان من

شاه جهان جلال دین، آنک به یک اشارتش

دولت بیکرانه شد محنت بی کران من

بگذرد و نیوفتد هیچ به خسروش نظر

پیک شتاب می رود ترک سبک عنان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴۹رفتی و شد بی تو جانم زار، باز آی و ببین
  2. شمارهٔ ۱۵۵۰آخر، ای خود بین من، روزی به غمخواری ببین
  3. شمارهٔ ۱۵۵۱آن کلاه کج بر آن سرو بلند او ببین
  4. شمارهٔ ۱۵۵۲صبح دولت می دمد یا خود رخ جانانست این
  5. شمارهٔ ۱۵۵۳ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
  6. شمارهٔ ۱۵۵۴باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
  7. شمارهٔ ۱۵۵۵دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برون
  8. شمارهٔ ۱۵۵۶نام گل بردن به پیشت بر زبان آید گران
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.