پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۴۶

آفت زهد و توبه شد ترک شرابخوار من

یار گر اوست، کی شود توبه و زهد یار من؟

باده هجر خوردنم، رنج خمار در تنم

جز ز حلاوت لبش نشکند این خمار من

ای چو تویی نخاسته پهلوی من نشین دمی

تا بنشیند از درون آتش انتظارمن

رغبت اگر نمی کنم، ساقی خون خود شوم

مطرب رایگان تو ناله زیروار من

بی تو دو چشم چار شد، خاک در تو سرمه ام

سرمه گر از تو بایدم، خاک به هر چهار من

چون تو سوار بگذری، دیده گهر فشان کنم

خواه قبول و خواه رد، نیست جز این نثار من

بس که پر از غبار شد دل ز تو، گر نفس زنم

خاک به رویم افگند، این دل پر غبار من

رنجه مشو به کشتنم، زان که به رخصت غمت

فتنه تمام می کند محنت نیم کار من

لاغ مکن که خسروا، دامن خود ز من مکش

چون که ز دست من بشد دامن اختیار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۴۸تنگ نبات چون بود، لب بگشا که هم چنین
  2. شمارهٔ ۱۵۴۹رفتی و شد بی تو جانم زار، باز آی و ببین
  3. شمارهٔ ۱۵۵۰آخر، ای خود بین من، روزی به غمخواری ببین
  4. شمارهٔ ۱۵۵۱آن کلاه کج بر آن سرو بلند او ببین
  5. شمارهٔ ۱۵۵۲صبح دولت می دمد یا خود رخ جانانست این
  6. شمارهٔ ۱۵۵۳ای به کویت هر سحرگه جای تنها ماندگان
  7. شمارهٔ ۱۵۵۴باش تا مشکت ز برگ یاسمین آید برون
  8. شمارهٔ ۱۵۵۵دوش سرمست آن نگار نازنین آمد برون
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.