پرش به محتوای اصلی
امیرخسرو دهلوی امیرخسرو دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱۶

با چون تو مهی یک شب گر خواب توان کردن

بهر خوشی عمری اسباب توان کردن

گر پای ترا وقتی از گریه توان شستن

از بهر چنین کاری خوناب توان کردن

آن طره به یک سو نه از گوشه، مه تابان!

شبهای سیاهم را مهتاب توان کردن

گر غمزه تو جوید شاگرد به خونریزی

صد خضر و مسیحا را قصاب توان کردن

بیداری من بوده ست از رنج فراق امشب

چندان که به آسایش ده خواب توان کردن

زاهد که ترا بیند، گر قبله به دل خواهد

از طاق دو ابرویت محراب توان کردن

آن خوی که ز روی تو گه گاه چکد بر لب

کام دل خسرو را جلاب توان کردن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱۸یوسف چو رخت ماهی در خواب ندیده ست این
  2. شمارهٔ ۱۵۱۹مبارک باد، ماه روزه داران!
  3. شمارهٔ ۱۵۲۰خمار و خواب و چشم کافرش بین
  4. شمارهٔ ۱۵۲۱برآمد ماه عید از اوج گردون
  5. شمارهٔ ۱۵۲۲شبی بخرام و مه را کار بشکن
  6. شمارهٔ ۱۵۲۳خوش آمد با توام دیدار کردن
  7. شمارهٔ ۱۵۲۴بر آن رویی که نتوان می گرفتن
  8. شمارهٔ ۱۵۲۵نه بی یادت برآید یک دم از من
همه‌ی غزلیات ←

امیرخسرو دهلوی درباره‌ی امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی عارف و شاعر بزرگ پارسی‌گوی هند در سال ۶۵۱ هجری قمری در دهلی متولد شد. ( با استناد به این بیت منتسب به او سال تولد وی ۶۵۲ است: آنچه به تاریخ ز هجرت گذشت بود سنه ششصد و هشتاد و هشت سال من امروز اگر بر رسی راست بگویم همه شش بود و سی ). پس از کسب معلومات به شاعری پرداخت و در دربار پادشاهان هند تقرب حاص...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.