پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۴۸۱ او گفتن ما وتو به هر رنگ ضرور است
  2. غزل شمارهٔ ۴۸۲ نسیم‌گل به خموشی ترانه‌پرداز است
  3. غزل شمارهٔ ۴۸۳ ز شور حیرت من گوش‌ عالمی باز است
  4. غزل شمارهٔ ۴۸۴ بیا که آتش‌ِ کیفیت هوا تیز است
  5. غزل شمارهٔ ۴۸۵ ز خود رمیدن ‌دل بسکه شوخی‌انگیز است
  6. غزل شمارهٔ ۴۸۶ از حباب اینقدرم عبرت احوال بس است
  7. غزل شمارهٔ ۴۸۷ سفله با جاه نیزهیچکس است
  8. غزل شمارهٔ ۴۸۸ بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس است
  9. غزل شمارهٔ ۴۸۹ عشرت موهوم هستی‌کلفت دنیا بس است
  10. غزل شمارهٔ ۴۹۰ ما را به راه عشق طلب رهنما بس است
  11. غزل شمارهٔ ۴۹۱ هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس است
  12. غزل شمارهٔ ۴۹۲ بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است
  13. غزل شمارهٔ ۴۹۳ سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است
  14. غزل شمارهٔ ۴۹۴ بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
  15. غزل شمارهٔ ۴۹۵ ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
  16. غزل شمارهٔ ۴۹۶ بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
  17. غزل شمارهٔ ۴۹۷ آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
  18. غزل شمارهٔ ۴۹۸ همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
  19. غزل شمارهٔ ۴۹۹ سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
  20. غزل شمارهٔ ۵۰۰ خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
  21. غزل شمارهٔ ۵۰۱ نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است
  22. غزل شمارهٔ ۵۰۲ دل از غبارِ نفس زخمِ خفته در نمک است
  23. غزل شمارهٔ ۵۰۳ حذر ز راه محبت که پر خطرناک است
  24. غزل شمارهٔ ۵۰۴ میی‌که شوخی رنگش جنون افلاک است
  25. غزل شمارهٔ ۵۰۵ از بس قماش دامن دلدار نازک است
  26. غزل شمارهٔ ۵۰۶ در ندامت‌گل مقصود به بر نزدیک است
  27. غزل شمارهٔ ۵۰۷ یار دور است ز ما تا به نظر نزدیک است
  28. غزل شمارهٔ ۵۰۸ بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ است
  29. غزل شمارهٔ ۵۰۹ دلم چو غنچه در آغوش ‌‌عافیت تنگ است
  30. غزل شمارهٔ ۵۱۰ دل‌ مضطرب یأس ‌و نفس ناله به‌ چنگ است
  31. غزل شمارهٔ ۵۱۱ نه منزل بی‌نشان، نی جاده تنگ است
  32. غزل شمارهٔ ۵۱۲ بس که ساز این بساط آشفتگی‌های دل است
  33. غزل شمارهٔ ۵۱۳ احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل است
  34. غزل شمارهٔ ۵۱۴ الفت تن باعث فکر پریشان دل است
  35. غزل شمارهٔ ۵۱۵ بس که دشت از نقش پای لیلی ما پرگل است
  36. غزل شمارهٔ ۵۱۶ عالم ایجاد عشرتخانهٔ جزو و کل است
  37. غزل شمارهٔ ۵۱۷ آگاهی و افسردگی دل چه خیال است
  38. غزل شمارهٔ ۵۱۸ در وصلم و سیرم به‌گریبان خیال است
  39. غزل شمارهٔ ۵۱۹ داغ اگر حلقه زند ساغر صهبای دل است
  40. غزل شمارهٔ ۵۲۰ صبح این بادیه آشوب تپشهای دل است
  41. غزل شمارهٔ ۵۲۱ چشم بیدار طرب مایهٔ سامان‌گل است
  42. غزل شمارهٔ ۵۲۲ خنده‌صبحی‌ست‌که در بندگریبان‌گل است
  43. غزل شمارهٔ ۵۲۳ بسکه بیقدری دلیل دستگاه عالم است
  44. غزل شمارهٔ ۵۲۴ در خیال‌آباد راحت آگهی نامحرم است
  45. غزل شمارهٔ ۵۲۵ در سیرگاه امر تحیر مقدم است
  46. غزل شمارهٔ ۵۲۶ شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است
  47. غزل شمارهٔ ۵۲۷ عمری‌ست به حیرت نفسِ سوخته رام است
  48. غزل شمارهٔ ۵۲۸ اگر می نیست جمعیت‌کدام است
  49. غزل شمارهٔ ۵۲۹ چشمی که ندارد نظری حلقهٔ دام است
  50. غزل شمارهٔ ۵۳۰ ستم شریک من یاس خوشدن ستم است
  51. غزل شمارهٔ ۵۳۱ چون سایه بس‌که‌کلفت غفلت سرشت ماست
  52. غزل شمارهٔ ۵۳۲ شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماست
  53. غزل شمارهٔ ۵۳۳ طوق چون فاخته‌، شیرازهٔ مشت پر ماست
  54. غزل شمارهٔ ۵۳۴ ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است
  55. غزل شمارهٔ ۵۳۵ امروزکه امید به‌کوی تو مقیم است
  56. غزل شمارهٔ ۵۳۶ طبعی‌که امیدش اثر آمادهٔ بیم است
  57. غزل شمارهٔ ۵۳۷ این انجمن چو شمع مپندار جای ماست
  58. غزل شمارهٔ ۵۳۸ زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن است
  59. غزل شمارهٔ ۵۳۹ می‌روم از خو‌یش ‌و حسرت گر‌م‌ اشک افشاندن است
  60. غزل شمارهٔ ۵۴۰ بسکه آفت ما ضعیفان را حصار آهن است

متن اشعار به نقل از گنجور.