پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۹۲

بی‌دماغی مژدهٔ پیغام‌محبوبم بس است

قاصد آواز دریدنهای مکتوبم بس است

ربط این محفل ندارد آنقدر برهم زدن

گر قیامت نیست آه عالم آشوبم بس است

تا به‌کی‌گیرم عیار صحبت اهل نفاق

اتفاق دوستان چون سبحه دلکوبم بس است

سخت دشوار است منظور خلایق زیستن

با همه زشتی اگر در پیش‌خود خوبم بس است

عمرها شد پینه‌دوز خرقهٔ رسواییم

زحمت‌چندین هنر، یک‌چشم معیوبم بس است

گاه غفلت می‌فروشم‌،‌گاه دانش می‌خرم

گربدانم اینکه‌در هرامر مغلوبم‌بس است

حلقهٔ قد دوتا ننگ امید زندگی‌ست

گرفزاید برعدم این صفرمحسوبم بس است

تا کجا زین بام و در خاشاک برچیندکسی

همچو صحرا خانهٔ بی‌رنج جاروبم بس است

حیف همت‌کزتلاش بی‌اثر سوزد دماغ

خجلت نایابی مطلوب مطلوبم بس است

بوی یوسف نیست پنهان از غبار انتظار

پیرهن بیدل بیاض چشم‌یعقوبم‌بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۹۴بروت تافتنت‌گربه شانی هوس است
  2. غزل شمارهٔ ۴۹۵ز دستگاه جنون راز همتم فاش است
  3. غزل شمارهٔ ۴۹۶بسکه امشب بی‌توام سامان اعضا آتش است
  4. غزل شمارهٔ ۴۹۷آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است
  5. غزل شمارهٔ ۴۹۸همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است
  6. غزل شمارهٔ ۴۹۹سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است
  7. غزل شمارهٔ ۵۰۰خنده تنها نه همین برگل و سوسن تیغ است
  8. غزل شمارهٔ ۵۰۱نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.