فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۱ آیینه بر خاک زد صُنعِ یکتا
- غزل شمارهٔ ۲ اگر به گلشن ز ناز گردد قدِ بلندِ تو جلوهفرما
- غزل شمارهٔ ۳ ای خیالِ قامتت آهِ ضعیفان را عصا
- غزل شمارهٔ ۴ او سپهر و منکف خاک اوکجا و منکجا
- غزل شمارهٔ ۵ کردهام باز به آن گریهٔ سودا، سودا
- غزل شمارهٔ ۶ جولان ما فسرد به زنجیر خواب پا
- غزل شمارهٔ ۷ خط جبین ماست هم آغوش نقش پا
- غزل شمارهٔ ۸ روزیکه زد به خواب شعورم ایاغ پا
- غزل شمارهٔ ۹ آخر ز فقر بر سر دنیا زدیم پا
- غزل شمارهٔ ۱۰ به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
- غزل شمارهٔ ۱۱ به دعوت همکسی راکس نمیگوید بیا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۲ پل و زورق نمیخواهد محیطکبریا اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۳ آبیار چمن رنگ، سراب است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۴ صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۵ جام امید نظرگاه خمار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۶ جوش اشکیم وشکست آیینهدار است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۷ در خموشی همه صلح است، نه جنگ است اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۸ نه طرح باغ و نه گلشن فکندهاند اینجا
- غزل شمارهٔ ۱۹ کسی در بندغفلتماندهای چون من ندید اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۰ به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۱ دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۲ چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۳ شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
- غزل شمارهٔ ۲۴ در محفل ما و منم، محو صفیر هر صدا
- غزل شمارهٔ ۲۵ درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۶ چه امکان است گرد غیر ازین محفل شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۷ کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۸ کو بقا گر نفست گشت مکرر پیدا
- غزل شمارهٔ ۲۹ چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۰ نشد در این درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا
- غزل شمارهٔ ۳۱ بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
- غزل شمارهٔ ۳۲ به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
- غزل شمارهٔ ۳۳ پریشان نسخه کرد اجزای مژگان تر ما را
- غزل شمارهٔ ۳۴ جز پیش ما مخوانید افسانهٔ فنا را
- غزل شمارهٔ ۳۵ خط آوردی و ننوشتی برات مطلب ما را
- غزل شمارهٔ ۳۶ گذشت از چرخ و بگرفت آبله چشم ثریا را
- غزل شمارهٔ ۳۷ کسی چه شکر کند دولت تمنا را
- غزل شمارهٔ ۳۸ موج پوشید روی دریا را
- غزل شمارهٔ ۳۹ نزیبد پردهٔ فانوس دیگر شمع سودا را
- غزل شمارهٔ ۴۰ نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
- غزل شمارهٔ ۴۱ نفس آشفته میدارد چو گل جمعیت ما را
- غزل شمارهٔ ۴۲ نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
- غزل شمارهٔ ۴۳ دو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
- غزل شمارهٔ ۴۴ به خاک تیره آخر خودسریها میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۵ ز بزم وصل خواهشهای بیجا میبرد ما را
- غزل شمارهٔ ۴۶ جنون کی قدردان کوه و هامون میکند ما را
- غزل شمارهٔ ۴۷ در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
- غزل شمارهٔ ۴۸ حسابی نیست با وحشت جنون کامل ما را
- غزل شمارهٔ ۴۹ سری نبود به وحشت ز بزم جستن ما را
- غزل شمارهٔ ۵۰ محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را
- غزل شمارهٔ ۵۱ مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۲ نشاند بر مژه اشک ز هم گسستهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۳ خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
- غزل شمارهٔ ۵۴ نقاب عارض گلجوش کردهای ما را
- غزل شمارهٔ ۵۵ درین وادی چسان آرام باشد کاروانها را
- غزل شمارهٔ ۵۶ شرر تمهید سازد مطلب ما داستانها را
- غزل شمارهٔ ۵۷ گذشتگان که هوس دیدهاند دنیا را
- غزل شمارهٔ ۵۸ حسنی است بر رخش رقم مشک ناب را
- غزل شمارهٔ ۵۹ فال حباب زن، بشمر موج آب را
- غزل شمارهٔ ۶۰ یک آه سرد نیمشبی از جگر برآ
متن اشعار به نقل از گنجور.