پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸

روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا

من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا

رنگ حنا زطبع چمن موج می‌زند

شسه‌ست گویی آن گل خودرو به باغ پا

سیر بهار رنگ ندارد گل ثبات

لغزد مگر چو لاله کسی را به داغ پا

آنجا که نقش پای تو مقصود جستجوست

سر جای موکشد به هوای سراغ پا

جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ

طاووس سوده است به منقار زاغ پا

با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر

روز سوار، شب کند اسب چراغ پا

یک گام اگر ز وهم تعلق گذشته‌ای‌

بیدل درازکن به بساط فراغ پا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا
  2. غزل شمارهٔ ۱۱به دعوت هم‌کسی راکس نمی‌گوید بیا اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۱۲پل و زورق نمی‌خواهد محیط‌کبریا اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۱۳آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۱۴صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۱۵جام امید نظرگاه خمار است اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۱۶جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۱۷در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.