پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰

به اوج کبریا کز پهلوی عجز است راه آنجا

سر مویی گر اینجا خم شوی بشکن کلاه آنجا

ادبگاه محبت، نازِ شوخی برنمی‌دارد

چو شبنم سر به مُهرِ اشک می‌بالد نگاه آنجا

به یاد محفل نازش سحرخیزست اجزایم

تبسم تا کجاها چیده باشد دستگاه آنجا

مقیم دشت الفت باش و خواب ناز سامان‌کن

به هم می‌آورد چشم تو، مژگان گیاه آنجا

خیال جلوه‌زار نیستی هم عالمی دارد

ز نقش پا، سری باید کشیدن گاه‌گاه آنجا

خوشا بزم وفا کز خجلت اظهار نومیدی

شرر در سنگ دارد پرفشانی‌های آه آنجا

به سعی غیر، مشکل بود ز آشوب دویی رستن

سری در جیب خود دزدیدم و بردم پناه آنجا

دل از کم‌ظرفیِ طاقت، نبست اِحرام آزادی

به سنگ آید مگر این جام و گردد عذرخواه آنجا

به کنعان هوس، گردی ندارد یوسف مطلب

مگر در خود فرورفتن کند ایجاد چاه آنجا

ز بس فیض سحر می‌جوشد از گرد سواد دل

همه گر شب شوی، روزت نمی‌گردد سیاه آنجا

ز طرز مشرب عشاق، سیر بینوایی کن

شکست رنگ کس‌ آبی ندارد زیر کاه آنجا

زمینگیرم به افسون دل بی‌مدعا بیدل

در آن وادی که منزل نیز می‌افتد به راه آنجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲پل و زورق نمی‌خواهد محیط‌کبریا اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۱۳آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۱۴صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۱۵جام امید نظرگاه خمار است اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۱۶جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۱۷در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۱۸نه طرح باغ و نه گلشن فکنده‌اند اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۱۹کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من ندید اینجا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.