پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹

آخر ز فقر بر سر دنیا‌ زدیم پا

خلقی‌ به جاه تکیه زد و ما زدیم پا

فرقی نداشت عز‌ت و خو‌اری‌ در این بساط

بیدار شد غنا، به طمع تا زدیم پا

از اصل‌ دور ماند جهانی به ذوق فرع

ما هم یک آبگینه به خارا زدیم پا

عمری‌ست‌ طعمه‌خوار هجوم ندامتیم

یارب چرا چو موج به دریا زدیم پا

زین مشت پر که رهزن آرام کس مباد

بر آشیان الفت عنقا زدیم پا

قدر شکست دل نشناسی ستمکشی‌ست

ما بی‌خبر به ریزهٔ مینا زدیم پا

طی شد به وهم عمر، چه دنیا چه آخرت

زین یک نفس تپش به کجاها زدیم پا

مژگان بسته سیر دو عالم خیال داشت

از شوخی نگه به تماشا زدیم پا

شرم سجود او عرقی چند ساز کرد

کز جبهه‌سودنی به ثریا زدیم پا

واماندگی چو موج گهر بی‌غنا نبود

بر عالمی ز آبلهٔ پا زدیم پا

چون اشک شمع در قدم عجز داشتیم

لغزیدنی که بر همه اعضا زدیم پا

بیدل ز بس سراسر این دشت کلفت است

جز گرد برنخاست به هرجا زدیم پا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱به دعوت هم‌کسی راکس نمی‌گوید بیا اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۱۲پل و زورق نمی‌خواهد محیط‌کبریا اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۱۳آبیار چمن رنگ‌، سراب است اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۱۴صبح پیری اثر قطع امید است اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۱۵جام امید نظرگاه خمار است اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۱۶جوش اشکیم وشکست آیینه‌دار است اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۱۷در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۱۸نه طرح باغ و نه گلشن فکنده‌اند اینجا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.