پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵

جام امید نظرگاه خمار است اینجا

حلقهٔ دام تو خمیازه شکار است اینجا

عیش‌ها غیر تماشای زیانکاری نیست

درخور باختن رنگ بهار است اینجا

عافیت می‌طلبی منتظر آفت باش

سر بالین‌طلبان تحفهٔ در است اینجا

فرصت برق و شرر با تو حسابی دارد

امتیازی‌که نفس در چه شمار است اینجا

چه جگرهاکه به نومیدی حسرت بگداخت

فرصتی نیست وگرنه همه‌کار است اینجا

پردهٔ هستی موهوم نوایی دارد

که حبابیم و نفس آینه‌دار است اینجا

انجمن در بغل و ما همه بیرون دریم

بحر چندانکه زند موج‌کنار است اینجا

عجز طاقت همه‌دم شاهد معدومی ماست

نفس سوخته یک شمع مزار است اینجا

سجده هم ازعرق شرم رهی پیش نبرد

از قدم تا به جبین آبله‌زار است اینجا

بیدل اجزی جهان پیکر بی‌تمثالی‌ست

حیرت آینه با خوبش دچار است اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۷در خموشی همه صلح است‌، نه جنگ است اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۱۸نه طرح باغ و نه گلشن فکنده‌اند اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۱۹کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من ندید اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۲۰به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۲۱دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
  6. غزل شمارهٔ ۲۲چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
  7. غزل شمارهٔ ۲۳شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
  8. غزل شمارهٔ ۲۴در محفل ما و منم‌، محو صفیر هر صدا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.