پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲

چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا

تا نشکند افشاندن بالت قفس اینجا

از راه هوس چند دهی عرض محبت‌؟

مکتوب نبندند به بال مگس اینجا

خواهی که شود منزل مقصود مقامت

از آبلهٔ پای طلب کن جرس اینجا

آن به که ز دل محو کنی معنی بیداد

اظهار به خون می‌تپد از دادرس اینجا

بیهوده نباید چو شرر چشم گشودن

گرد عدم است آینهٔ پیش و پس اینجا

درکوی ضعیفی که تواند قدم افشرد‌؟

اینجاست که دارد دهن شعله خس اینجا

با گردش چشمت چه توان کرد‌؟ و گرنه

یک دل به دو عالم ندهد هیچکس اینجا

چون نقش قدم قافلهٔ ماست زمین‌گیر

باشد ره خوابیده صدای جرس اینجا

دل چون نتپد در قفس زخم‌ که بی‌دوست

کار دم شمشیر نماید نفس اینجا

در کوچهٔ الفت دل صاف آینه‌دار است

غیر از نفس خویش چه گیرد عسس اینجا‌؟

سرمایهٔ ما هیچ‌کسان عرض مثالی‌ست

ای آینه دیگر ننمایی هوس اینجا

بیدل نشود رام کسی طایر وصلش

تا از دل صدچاک نباشد قفس اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۴در محفل ما و منم‌، محو صفیر هر صدا
  2. غزل شمارهٔ ۲۵درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
  3. غزل شمارهٔ ۲۶چه‌ امکان است‌ گرد غیر ازین محفل‌ شود پیدا
  4. غزل شمارهٔ ۲۷کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
  5. غزل شمارهٔ ۲۸کو بقا گر نفست‌ گشت مکرر پیدا
  6. غزل شمارهٔ ۲۹چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
  7. غزل شمارهٔ ۳۰نشد در این درسگاه عبرت به فهم چندین رساله پیدا
  8. غزل شمارهٔ ۳۱بر آن سرم که ز دامن برون کشم پا را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.