پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۰

به مهر مادر گیتی مکش رنج امید اینجا

که خونها می‌خورد تا شیر می‌گردد سفید اینجا

مقیم نارسایی باش پیش از خاک گردیدن

که‌ سعی هر دو عالم چون عرق خواهد چکید اینجا

محیط از جنبش هر قطره‌ صد توفان جنون دارد

شکست رنگ امکان بود اگر یکدل تپید اینجا

گداز نیستی از انتظارم بر نمی ‌آرد

ز خاکستر شدن‌ گل می‌کند چشم سفید اینجا

ز ساز الفت آهنگ عدم در پردهٔ گوشم

نوایی می‌رسد کز بیخودی نتوان شنید اینجا

درین محنت‌سرا آیینهٔ اشک یتیمانم

که در بی‌دست و پایی هم مرا باید دوید اینجا

کباب خام‌سوز آتش حسرت دلی دارم

که هرجا بینوایی سوخت دودش سرکشید اینجا

نیاز سرکشان حسن آشوبی دگر دارد

کمین‌گاه تغافل شد اگر ابرو خمید اینجا

تپشهای نفس از پردهٔ تحقیق می‌گوید

که تا از خود اثر داری نخواهی آرمید اینجا

بلندست آنقدرها آشیان عجز ما بیدل

که بی‌سعی شکست بال و پر نتوان رسید اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۲چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۲۳شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۲۴در محفل ما و منم‌، محو صفیر هر صدا
  4. غزل شمارهٔ ۲۵درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
  5. غزل شمارهٔ ۲۶چه‌ امکان است‌ گرد غیر ازین محفل‌ شود پیدا
  6. غزل شمارهٔ ۲۷کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
  7. غزل شمارهٔ ۲۸کو بقا گر نفست‌ گشت مکرر پیدا
  8. غزل شمارهٔ ۲۹چه ظلمت است اینکه گشت غفلت به چشم یاران ز نور پیدا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.