پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

کسی در بندغفلت‌مانده‌ای چون من ندید اینجا

دو عالم یک درباز است و می‌جویم‌ کلید اینجا

سرا‌غ منزل مقصد مپرس از ما زمینگیران

به سعی نقش پا راهی نمی‌گردد سفید اینجا

تپیدن ره ندارد در تجلیگاه حیرانی

توان‌ گر پای تا سر اشک شد نتوان چکید اینجا

ز گلزار هوس تا آرزو برگی به چنگ آرد

به مژگان عمرها چون ریشه می‌باید دوید اینجا

تحیر گر به چشم انتظار ما نپردازد

چه وسعت می‌توان چیدن ز  آغوش امید اینجا

ترشرویی ندارد یمن جمعیت در این محفل

چو شیر این سرکه‌ات از یکدگر خواهد برید اینجا

به دل نقشی نمی‌بندد که با وحشت نپیوندد

نمی‌دانم‌ کدامین بی‌وفا آیینه چید اینجا

مرا از بی‌بری هم راحتی حاصل نشد، ورنه

بهار سایه‌ای رنگین‌تر از گل داشت بید اینجا

گواه‌ کشتهٔ تیغ نگاه اوست حیرانی

کفن بردوشی بسمل بود چشم سفید اینجا

کفن در مشهد ما بینوایان خونبها دارد

ز عریانی برون آ گر توانی شد شهید اینجا

هجوم درد پیچیده‌ست هستی تا عدم بیدل

تو هم‌ گر گوش داری ناله‌ای خواهی‌ شنید اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱دریای خیالیم و نمی نیست در اینجا
  2. غزل شمارهٔ ۲۲چون غنچه همان به که بدزدی نفس اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۲۳شب وصل است و نبود آرزو را دسترس اینجا
  4. غزل شمارهٔ ۲۴در محفل ما و منم‌، محو صفیر هر صدا
  5. غزل شمارهٔ ۲۵درین نه آشیان غیر از پر عنقا نشد پیدا
  6. غزل شمارهٔ ۲۶چه‌ امکان است‌ گرد غیر ازین محفل‌ شود پیدا
  7. غزل شمارهٔ ۲۷کجا الوان نعمت زین بساط آسان شود پیدا
  8. غزل شمارهٔ ۲۸کو بقا گر نفست‌ گشت مکرر پیدا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.