پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸

موج پوشید روی دریا را

پردهٔ اسم شد مسما را

نیست بی‌بال اسم پروازش

کس ندید آشیان عنقا را

عصمت حسن یوسفی زد چاک

پردهٔ طاقت زلیخا را

می‌کشد پنبه هر سحر خورشید

تا دهد جلوه داغ دلها را

جاده هر سو گشاده است آغوش

که دریده‌ست جیب صحرا را

شعلهٔ دل ز چشم تر ننشست

ابر ننشاند جوش دریا را

آگهی می‌زند چو آیینه

مُهر بر لب زبان‌ گویا را

قفل‌ گنج زر است خاموشی

از صدف پرس این معما را

بیدل ار واقفی ز سرّ یقین

ترک‌ کن قصهٔ من و ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۰نسیم شانه کند زلفِ موجِ دریا را
  2. غزل شمارهٔ ۴۱نفس آشفته می‌دارد چو گل جمعیت ما را
  3. غزل شمارهٔ ۴۲نگاه وحشی لیلی چه افسون کرد صحرا را
  4. غزل شمارهٔ ۴۳دو روزی فرصت آموزد درود مصطفا ما را
  5. غزل شمارهٔ ۴۴به خاک تیره آخر خودسری‌ها می‌برد ما را
  6. غزل شمارهٔ ۴۵ز بزم وصل‌ خواهش‌های بی‌جا می‌برد ما را
  7. غزل شمارهٔ ۴۶جنون کی قدردان کوه و هامون می‌کند ما را
  8. غزل شمارهٔ ۴۷در عالمی‌ که با خود رنگی نبود ما را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.