پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۴

به خاک تیره آخر خودسری‌ها می‌برد ما را

چو آتش‌، گردن‌افرازی ته پا می‌برد ما را

غبار حسرت ما، هیچ ننشست از زمینگیری

که‌ هر کس می‌رود، چون‌ سایه از جا می‌برد ما را

ندارد غارت ما ناتوانان، آن‌قدَر کوشش

غباریم و تپیدن از کف ما می‌برد ما را

به‌ گلزاری‌ که شبنم هم امید رنگ و بو دارد

نگاه هرزه‌جولان، بی‌تمنا می‌برد ما را

اگر از دیر وارستیم، شوق‌ کعبه پیش آمد

تک‌وپوی نفس یارب‌ کجاها می‌برد ما را؟

به پستی‌های آهنگ طلب، خفته‌ست معراجی

نفس‌ گر واگذارد، تا مسیحا می‌برد ما را

در آغوشِ خزان ما، دو عالم رنگ می‌بازد

ز خود رفتن، به‌ چندین جلوه یک‌جا می‌برد مارا

گسستن نیست آسان، ربطِ الفت‌های این محفل

چو شمع، آتش‌عنانی رشته‌برپا می‌برد ما را

دکان‌آراییِ هستی‌، گر این خجلت‌ کند سامان

عرق، تا خاک گردیدن به دریا می‌برد ما را

اگر عبرت ره تحقیق مطلب سرکند، بیدل

همین یک پیشِ پا دیدن، به عقبا می‌برد ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶جنون کی قدردان کوه و هامون می‌کند ما را
  2. غزل شمارهٔ ۴۷در عالمی‌ که با خود رنگی نبود ما را
  3. غزل شمارهٔ ۴۸حسابی نیست با وحشت جنون‌ کامل ما را
  4. غزل شمارهٔ ۴۹سری‌ نبود به وحشت‌ ز بزم‌ جستن‌ ما را
  5. غزل شمارهٔ ۵۰محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را
  6. غزل شمارهٔ ۵۱مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
  7. غزل شمارهٔ ۵۲نشاند بر مژه اشک ز هم‌ گسستهٔ ما را
  8. غزل شمارهٔ ۵۳خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.