پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵

ز بزم وصل‌ خواهش‌های بی‌جا می‌برد ما را

چو گوهر موج ما بیرون دریا می‌برد ما را

ندارد شمع ما را صرفه سیر محفل امکان

نگه تا می‌رود از خود به یغما می‌برد ما را

چو فریاد جرس ماییم جولان پریشانی

به‌هر راهی‌ که‌ خواهد بی‌خودی‌ها می‌برد ما را

جنون می‌ریزد از ما رنگ آتشخانهٔ عالم

به هرجا مشت خاری شد تقاضا می‌برد ما را

چو کار نارسای عاجزان با اینهمه پستی

به جز دست دعا دیگر که بالا می‌برد ما را

همان چون سایه ما و سجدهٔ شکر جبین‌سایی

که تا آن آستان بی‌زحمت پا می‌برد ما را

ز وحشت شعلهٔ ما مژدهٔ خاکستری دارد

پرافشانی به طوف بال عنقا می‌برد ما را

ندارد نشئهٔ آزادی ما ساغر دیگر

غبار دامن‌ افشاندن به صحرا می‌برد ما را

مدارایی به یاران می‌کند تمکین ما ورنه

شکست‌ رنگ از این محفل چو مینا می‌برد ما را

نه‌ گلشن را ز ما رنگی نه صحرا را ز ما گردی

به هرجا می‌برد شوق تو بی‌ما می‌برد ما را

گداز درد طوفان‌ کرد دست از ما بشو بیدل

نبرد این سیل اگر امروز فردا می‌برد ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۷در عالمی‌ که با خود رنگی نبود ما را
  2. غزل شمارهٔ ۴۸حسابی نیست با وحشت جنون‌ کامل ما را
  3. غزل شمارهٔ ۴۹سری‌ نبود به وحشت‌ ز بزم‌ جستن‌ ما را
  4. غزل شمارهٔ ۵۰محبت بس که پر کرد از وفا جان و تن ما را
  5. غزل شمارهٔ ۵۱مکن سراغ غبارِ ز پا نشستهٔ ما را
  6. غزل شمارهٔ ۵۲نشاند بر مژه اشک ز هم‌ گسستهٔ ما را
  7. غزل شمارهٔ ۵۳خدا چو شمع دهد جرأت آب دیدهٔ ما را
  8. غزل شمارهٔ ۵۴نقاب عارض گلجوش کرده‌ای ما را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.