پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

فال حباب زن‌، بشمر موج آب را

چشمی به صفر گیر و نظر کن حساب را

عشق از مزاج ما به هوس گشت متهم

در شک گرفت نقطهٔ وهم انتخاب را

گر نیست زین قلمرو اوهام عبرتت

آب حیات تشنه لبی‌ کن سیراب را

چشمم تحیر آینهٔ نقش پای تست

مپسند خالی از قدمت این رکاب را

عالم تصرف ید بیضا گرفته است

اعجاز دیگر است ز رویت نقاب را

امروز در قلمرو نظاره نور نیست

از بس خطت به سایه نشاند آفتاب را

فیض بهار لغزش مستانه بردنی‌ست

در شیشه‌های آبله میکن گلاب را

اجزای ما چو صبح نفس‌پرور است و بس

شیرازه کرده‌اند به باد این کتاب را

ما بیخودان به غفلت خود پی‌ نبرده‌ایم

چشم آشنا نشد که چه رنگ است خواب را

در طینت فسرده‌صفاها کدورت است

آیینه می‌کند همه زنگار آب را

جوش خزانم آینه‌دار بهار اوست

نظاره کن ز چاک کتان ماهتاب را

بیدل به گیرودار نفس آنقدر مناز

آیینه کن شکست کلاه حباب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱نیستی پیشه‌کن از عالم پندار برآ
  2. غزل شمارهٔ ۶۲فرصتی داری زگرد اضطراب دل برآ
  3. غزل شمارهٔ ۶۳با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآ
  4. غزل شمارهٔ ۶۴شور جنون در قفسی با همه بیگانه برآ
  5. غزل شمارهٔ ۶۵بیا تا دی‌کنیم امروز فردای قیامت را
  6. غزل شمارهٔ ۶۶هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را
  7. غزل شمارهٔ ۶۷خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
  8. غزل شمارهٔ ۶۸پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.