پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳

با دلِ آسوده از تشویشِ آب و نان برآ

همچو صحرا پای در دامن ز خان‌ومان برآ

اضطرابی نیست در پروازِ شبنم زین چمن

گر تو هم از خود برون آیی به این عنوان برآ

اوجِ اقبالِ جهان را پایهٔ فرصت کجاست

گو سرشکی چند بر بامِ سرِ مژگان برآ

خاطرت گر جمع شد از هر دو عالم فارغی

قطره‌واری چون گهر زین بحرِ بی‌پایان برآ

در جهانِ بی‌خبر شرم از که باید داشتن

دیدهٔ بینا ندارد هیچکس‌ عریان برآ

اقتضای دورِ این محفل اگر فهمیده‌ای

چون فراموشی به گردِ خاطرِ یاران برآ

کم ز یوسف نیستی ای قدردانِ عافیت

چاه و زندان مغتنم گیر از صفِ اخوان برآ

دعوی فضل و هنر خواریست در ابنای دهر

آبرو می‌خواهی اینجا اندکی نادان برآ

عالمی در امتحانگاهِ هوس تک می‌زند

گر نه‌ای قانع تو هم بیتابِ این و آن برآ

تا نگردی پایمالِ منّتِ امدادِ خلق

بی‌عرق گامی دو پیش از خجلتِ احسان برآ

از فسردن ننگ دارد جوهرِ تمکینِ مرد

چون کمان در خانه باش و بر سرِ میدان برآ

هر کس اینجا قسمتش در خوردِ استعدادِ اوست

قابلِ صد نعمتی از پرده چون دندان برآ

گر به شمشیرت برانند از ادبگاهِ نیاز

همچو خون از زخمِ بیدل با لبِ خندان برآ

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۵بیا تا دی‌کنیم امروز فردای قیامت را
  2. غزل شمارهٔ ۶۶هرزه برگردون رساندی وهم بود و هست را
  3. غزل شمارهٔ ۶۷خاکسار تو تپیدن کند آغاز چرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۸پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۹خار غفلت می‌نشانی در ریاض دل چرا
  6. غزل شمارهٔ ۷۰به خیال آن عرق جبین ز فغان علم نزدی چرا
  7. غزل شمارهٔ ۷۱ای غافل از رنج هوس آیینه‌پردازی چرا
  8. غزل شمارهٔ ۷۲فشاند محمل نازت گل چه رنگ به صحرا
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.